تحقیق درباره شرح حال مولوی

مطالب دیگر:
📚تحقیق و پاورپوینت استاندارد حسابداري شماره 22 (گزارشگري مالي ميان دوره اي)📚تحقیق و پاورپوینت استاندارد حسابداري شماره 23 (حسابدارى مشاركت هاى خاص)📚تحقیق و پاورپوینت استاندارد حسابداري شماره 24 (گزارشگري مالي واحدهاي تجاري قبل از بهره برداری)📚تحقیق و پاورپوینت استاندارد حسابداري شماره 25 (گزارشگري بر حسب قسمت هاي مختلف)📚تحقیق و پاورپوینت استاندارد حسابداري شماره 26 (فعالیت های کشاورزی)📚تحقیق و پاورپوینت استاندارد حسابداري شماره 27 (مزایای طرح های بازنشستگی)📚تحقیق و پاورپوینت استاندارد حسابداري شماره 28 (فعاليت هاى بيمه عمومى)📚تحقیق و پاورپوینت استاندارد حسابداري شماره 29 (فعاليت هاي ساخت املاک)📚تحقیق و پاورپوینت استاندارد حسابداري شماره 30 (سود هر سهم)📚تحقیق و پاورپوینت استاندارد حسابداري شماره 31 (دارايي هاي غيرجاري نگهداري شده براي فروش و ...)📚تحقیق و پاورپوینت استاندارد حسابداري شماره 32 (کاهش ارزش دارایی ها)📚تحقیق و پاورپوینت استانداردهای حسابداری ایران📚پاورپوینت روان شناسی اعتیاد به سیگار📚پاورپوینت هنر درمانی📚پاورپوینت آموزش درس چهارم مطالعات اجتماعی پایه چهارم ابتدایی📚نمونه سوال پایان ترم درس کارآفرینی آزمون جامع دانشگاه علمی کاربردی به همراه پاسخنامه📚فایل اکسل آنالیز بهای کلیه فهارس 1398📚فایل اکسل کلیه فهارس بهای 1398📚نمونه سوالات درس بودجه و حسابداری آزمون های استخدامی به همراه پاسخنامه تشریحی📚تحقیق مبانی تعمیر و نگهداری ترانسفورماتور
تحقیق,شرح حال مولوی,زندگینامه مولوی,بیوگرافی مولوی|30006098|unk
یکی از برترین فایل های قابل دانلود با عنوان تحقیق درباره شرح حال مولویآماده دریافت می باشد .

این محصول درقالب ورد(WORD) و قابل ویرایش در 10 صفحه تهیه شده است. در بخش زیر برای اطلاع بیشتر از محتویات این فایل و اطمینان از خرید، مطالب چند صفحه آورده شده است. با مطالعه این بخش با اطمینان بیشتر خرید کنید.

لینک دانلود پایین صفحه

نام او به اتفّاق تذکره نویسان محمّد و لقب او جلال الدّین است و همه مورّخان او را بدین نام و لقب شناخته اند و او را جز جلال الدّین به لقب خداوندگار نیز می خوانده اند .

« خطاب لفظ خداوندگار گفته ی بهاء ولد است » و در بعضی از شروح مثنوی هم از وی به مولانا خداوندگار تعبیر می شود و احمد افلاکی در روایتی از بهاء ولد نقل می کند « که خداوندگار من از نسل بزرگ است » و اطلاق خداوندگار با عقیده الوهیت بشر که این دسته از صوفیه معتقدند و سلطنت و حکومت ظاهری و باطنی اقطاب نسبت به مریدان خود در اعتقاد همه ی صوفیان تناسب تمام دارد ، چنانکه نظر به همین عقیده بعضی اقطاب ( بعد از عهد مغول ) به آخر و اوّل اسم خود لفظ شاه اضافه کرده اند .

لقب مولوی که از دیر زمان صفویه و دیگران بدین استاد حقیقت بین اختصاص دارد و در زمان خود و وی و حتی در عرف تذکره نویسان قرن نهم شهرت نداشته است و جز عناوین و لقب های خاص او نیست و ظاهراً این لقب از روی عنوان دیگر یعنی مولانای روم گرفته شده است .

در منشا ت قرن ششم ، القاب را ، به مناسبت ذکر جناب و امثال آن پیش از آنها با یای نسبت استعمال کرده اند . مثل جناب اوحدی فاضلی اجلی و تواند بود که اطلاق مولوی هم از این قبیل بوده و به تدریج بدین صورت یعنی با حذف مو صوف به مولانای روم اختصاص یافته است و موید این احتمال آن است که در نفحات الانس این لقب بذین صورت (خدمت مولوی ) بکرات در طی ترجمه ی حال وا به کار رفته و در عنوان ترجمه ی حال وی ، نه در این کتاب نه در منابع قدیمیتر مانند تاریخ گزیده و مناقب العارفین کلمه ی مولوی نیامده است . لیکن شهرت مولوی به مولوی روم ، مسلّم است و به صراحت از گفته ی حمد الله مستوفی و فحوای اطلاقات تذکره نویسان مستفات می شود و در مناقب العارفین هر کجا لفظ (مولانا) ذکر می شود مراد همراهان جلال الدین محمد است .